گیتار نوعی ساز زهی است که با پیک یا انگشت نواخته میشود و از این جهت که سیمهای آن در اثر ارتعاش تولید صدا میکند به سازهای گروه کوردوفون (بهانگلیسی: Cordophones) یا
سیر تاریخی
واژه guitar در زبان انگلیسی، gitarre در آلمانی و guitare در فرانسوی همگی مشتق شده از واژه guitarra در زبان اسپانیایی هستند که آن خود از واژه قیثاره در زبان عربی اندلسی مشتق شده است. این واژه نیز خود مشتق شده از واژه لاتین cithara است که نسبت آن به واژه κιθάρα kithara در یونانی باستان میرسد. این واژه یونانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم از واژه پارسی کهن سیهتار (سهتار) آمده است.
روايت هاي متفاوتي درمورد تاريخچه گيتار وجود دارد؛ عده ای بر این عقیده اند که گیتار از مصر سرچشمه گرفته است و عده ای نیز بر این نظرند که آن از سیتارای یونانی-آشوری (Greek Assyrian Cithara) که به وسیله رومی ها به اسپانیا آورده شده گرفته شده است. گیتار نتیجه تحول اروپا است. لوت نیز خود تحول یافته عود (به عربی العود = چوب) و بربط است. گفته میشود زریاب نامی عود را به اندلس آورد و از آن پس این ساز در اسپانیا و دیگر مناطق اروپا رایج شد.
در زمان حکومت اسلام در اروپا، این ساز توسط زریاب دارابگردی و چند تن از شاگردانش به اندلس برده شد. در آن زمان به گیتار، کیتارا یا قیتارا میگفتند و نام کنونی آن برگرفته از همین نام است. در واقع وجود پسوند تار در نام گیتار میتواند موید این باشد که گیتار سازی ایرانی است.
زریاب در ابتدا در اسپانیا شروع به آموزش گیتار کرد. در آن زمان اسپانیاییها خود سبکی غنی بنام فلامنکو داشتند که با سازهایی از جمله کاستانت، کاخون با همراهی پالماس، بایلا (رقص فلامنکو) و کانته (آواز فلامنکو) نواخته میشد.
جد بزرگ تمام سازهایی که ما به عنوان کوردوفون از آنها یاد کردیم یک کمان موسیقی است که تنها یک سیم ساده به دو سر آن متصل بوده است که با کشیدن و رها کردن سیم صدایی در کمان ایجاد می شده و این صدا به وسیله یک تقویت کننده صوت که به آن متصل بوده تقویت می شده است. ازآنجاکه این سیم تنها یک صدای ساده ایجاد می کرده برای داشتن چندین صدا ابتدا یک سیم دیگر و سپس چندین سیم به اندازه های کوتاه تر به کمان بسته شده و از این طریق چندین صدا تولید گردیده است. ازدیاد این سیم ها و افزوده شدن یک جعبه تشدید صوت منجر به اختراع چنگ کمانی (Harp Arquee) گردید. سپس سازی متشکل از مجموعه ای از سیم ها به نام لیر ظهور کرد که در آن سیم هایی به طول مساوی کار گذاشته شده بود. یونانی ها دو نوع لیر داشتند، یکی به نام لیرا و دیگری به نام کیتارا؛ کیتارا به وسیله رومی ها تغییرشکل یافت؛ نام گیتار نیز از همین کلمه گرفته شده است. بعدها رومی ها برای نخستین بار سازهایی چون سیتارا، پاندورا Pandora و فیدیکولا Fidicula را نواختند و از این راه آلات کوردوفن در تمام اروپا رواج یافت؛ درواقع نخستین گیتارهای واقعی در آغاز دوره رنسانس به ظهور رسید؛ این گیتارها به دلیل داشتن بدنه ای باریک و شکلی مدور متمایز بودند. به تدریج در قرن های چهارده و پانزده پسوندهای موریسکا و لاتینا حذف شد و در سراسر اروپا آلات موسیقی خانواده گیتار با اسم هایی از قبیل: گیتارا، گیترنه، گیترن (Giteren)(سازی سیمی مفتولی و منسوخ شده شبیه به گیتار که به زبان فرانسوی گیترنه و به زبان اسپانیایی گیتارا گفته می شد) و شیتارا معین شدند. در همان زمان گروه زیادی از سازهای خانواده کوردوفن، با اسم هایی از قبیل: ویهوئلا (Vihuela) در اسپانیا و ویولا (Viola) در ایتالیا خوانده می شدند، كه بعضی از این سازها با آرشه (de arco)، بعضی با مضراب (de penola) و بعضی دیکر هم با انگشت (de mano) نواخته می شدند. بعدها از ویهوئلای انگشتی (Vihuela de mano ) نوعی گیتار به وجود مي آيد. درطی قرن های چهارده و پانزده در شکل گیتار و ویهوئلاي انگشتي تغییرات قابل توجه ای به وجود مي آيد، به تدریج در پهلوهای آنها فرورفتگی ایجاد مي شود و در قرن شانزده هر دو ساز آشکارا شبیه گیتار مي شوند. در قرن شانزده این دو ساز در اسپانیا بسیار رایج بودند و نوازندگی با انگشت به حدی عمومیت پیدا کرد که پسوند انگشت (de mano) در این کشور به کلی از اسم این سازها حذف شد. از آن پس گیتار بدنه ای بزرگ تر و شکلی مدورتر به خود گرفت.
![]() |
||||||
|
فاوتی از آن بوجود آمده و هم اكنون جایگاه ویژهای در موسیقی جهان دارد.
دیوارنگاری یا گرافیتی (به انگلیسی: Graffiti) به تصویر کردن نقشها، اشکال، حرفها، نشانهها، نمادها، الگوها و کلمهها بر روی دیوارها و یا هر مکان عمومیای که بتوان از آن به عنوان مکانی برای نوشتن، نقاشی، کندهکاری و خطکشی کردن استفاده کرد، گفته میشود. دیوارنگاشتهها، هرگونه علامتگذاریای به حساب میآیند که میتوانند در شکلهای نوشتن ساده حرفها تا نقاشیهای استادانه ظاهر شوند. دیوار نوشتهها از دوران باستان به عنوان مثال یونان باستان، امپراطوریهای روم،چین و ایران وجود داشتهاند.
در دوران مدرن نگارگری به ویژه نگارگری با اسپری یا رنگ پاش و قلم موها بیشترین کاربرد را در ترسیم دیوارنگاشتهها دارند. در بیشتر کشورها نقاشی کردن و یا کشیدن هر علامت و تصویری بر روی دیوارها و یا املاک متعلق به افراد بدون جلب رضایت آنان کاری غیرمجاز و جرمی دارای پیگرد قانونی به شمار میآید. برخی از اوقات، این کار دربردارنده پیامهای سیاسی و اجتماعی و حتی فرهنگی و ژانری کامل از بیان هنری مبتنی بر سبک نقاشی روی دیوار با رنگ پاش است. برای برخی از افراد شاید کار هنری فقط هنگامی از ارزش برخوردار است که در یک نگارخانه یا نمایشگاه هنری در معرض دید همگان قرار گیرد و برای کسانی دیگر شاید دیوار نگاشتهها گونهای از ابراز احساسات قانون گریزانه به شمار آید که عامل و اقدام کننده به آن، حالتی اعتراض آمیز به خود گرفتهاست. دیوارنگاری در سالهای اخیر در قلمرو فرهنگ عامیانه تحول یافته و در شکلهای موسیقی زیرزمینی هیپ هاپ و B-boying یاbreakdancing (رقص سرعتی و پرسر وصدا)و سبک زندگی ای که از دید همگانی پنهان است، پدیدار شدهاست.
دیوارنگاریها میتوانند به عنوان علامتی از کارهای تبهکاران به شمار آیند که محدودههای نفوذ آنها را از یکدیگر جدا میکند. همچنین باید گفته شود که اختلاف نظر و مشاجره پیرامون دیوارنگاری میان مقامات حقوقی و قانونگذار و نیز مسئولان شهری از یک سو با کسانی که دیوارنگاری را شاید گونهای از ابراز احساسات شهروندان تلقی میکنند، ادامه دارد. با این وجود گونهها و سبکهای متفاوتی از دیوارنگاریها با سرعت زیاد درحال تبدیل شدن به شکلی ویژه از هنر هستند درحالی که بحث و گفتگو درباره ارزش آنها میان هواداران و مخالفانشان ادامه دارد.
دیوارنگاری بخشی از ونیز از عناصر اصلی فرهنگ هیپ هاپ بشمار میآید. از جمله خطوط نوشتاری برای شعار و تصویر سازی برای زیباسازی شهری یا تبلیغات فرهنگی و بطور کلی رسم هر گونه اثر هنری شامل بر متن، تصویر و برجسته نگاری که توسط طراح صورت پذیرفته باشد. منظور از هنر خیابانی آن بخش از گرافیک است که در کوچه و خیابان و سطح شهر با آن برخورد میکنیم. این هنر تاریخچهای بسیار کهن دارد و ریشه در سنگنبشتههای تاریخی غارها و کتیبههای باستانی نقاشیهای دیواری در ابعاد گوناگون دیدهاید که از همین دستهاند. در سده بیستم و کمابیش همزمان با جنگ جهانی دوم، مشاهده درج نام و نشان گروهها بر روی دیوارها تبدیل به امری عادی شد. در برخی مواقع این دیوارنگاریها بسیار با دقت و هنرمندانه اجرا میشوند و سبکهای متعددی به خود میگیرند. برخی از این آثار بار معنایی بیشتری را به دوش میکشند که ممکن است حاوی یک پیام اجتماعی یا سیاسی باشد که حتی با استفاده از افشانههای رنگی بر روی دیوارها، ساختمانها و قطارها رسم میشوند. شاید شما هم تصاویری از دیوار برلین را دیده باشید که لبریز از این آثار بود یا نگارههای دیگر اینترنتی را که دست به دست یا بهتر بگویم ایمیل به ایمیل میچرخند که حاوی تصاویر نقاشیشده سه بعدی بر کف خیابانها هستند. اینها تماماً هنرهای خیابانی هستند.
تلفن همراه
تلفن همراه یا تلفن موبایل که در فارسی گوشی موبایل هم گفته میشود، یک وسیلهٔ شخصی و قابل حمل برای ارتباط مخابراتی است.
برای استفاده از تلفن همراه باید شخص استفاده کننده که مشترک نامیده میشود، به یک شبکهٔ مخابراتی متّصل گردد. برای اتّصال به شبکه باید حساب اشتراک تلفن همراه در نزد سرویس دهنده (اپراتور) برای مشترک، ایجاد شده باشد. شبکههای مخابراتی تلفن عمومی در تمام دنیا با قراردادهای تجاری و شیوههای حسابرسی ویژهٔ خود، به هم متّصل میشوند و هر مشترک تلفن همراه معمولاً میتواند با گوشی خود، یک ارتباط تلفنی با دارندگان تلفنهای ثابت یا همراه در هر جای زمین (مشروط به ارایهٔ سرویس در آن نقطه) برقرار کند.
تلفنهای همراه از نظر امکانات، سرعت و نوع ارتباط، تا کنون در ۴ نسل ارائه شدهاند:
1g - ارتباط بیسیم تلفنی به صورت آنالوگ
2g - ارتباط بیسیم دیجیتال برای مکالمه و پیام کوتاه
2.5g - امکان GPRS برای اتصال به اینترنت، ارسال پیامهای چند رسانهای، تماس تلفنی همزمان با چند مشترک ارسال یک پیام برای چند مشترک.
3g - افزایش پهنای باند و بالا رفتن سرعت در ارتباط اینترنتی.
4g - ارتباط بیسیم SDR و حداقل ده برابر شدن ظرفیت، جلوگیری از تداخل، امکان ارتباط ویدئویی با سرعت بالا، افزایش سرعت اینترنت.
پیشانۀ بازی یا کنسول بازی یک وسیله سرگرمی رایانه ای یا یک سیستم رایانهای خاص است که برای نمایش تصاویر ویدیویی بازی رایانهای بر روی یک وسیله نمایشگر مانند تلویزیون یا مانیتور بکار می رود. واژه کنسول بازی برای تمایز دستگاهی که برای فقط انجام بازی خریداری می شود با کامپیوتر شخصی که امکانات بیشتری دارد و دستگاه ها
تاریخچه
نسل اول
با وجود اینکه اولین بازیها ی رایانه ای در سال ۱۹۵۰ ساخته شدند ولی تا سال ۱۹۷۲ از کنسول های بازی خبری نبود . در همین زمان بود که یک وسیله الکترونیکی جدید پا به بازار گذاشت . اولین کنسول خانگی که با کابل به تلویزیون متصل میشد Magnavox Odyssey نام داشت و اولین بازی آن نیز پینگ پونگ بود .
اولین شخصی که برای اولین بار در تاریخ کنسول ها مسئول معرفی ان بود Ralph H. Baer بود . طی سال های ۱۹۷۵ به بعد Odyssey 100 منتشر شد که یک بازی دیگر را نیز به همراه داشت . علاوه بر پینگ پونگ بازی هاکی نیز برای ان ساخته شده بود .کنسول بعدی در این نسل Odyssey 200 بود که قابلیت بازی همزمان چهار نفر را داشت و بازی Smash نیز با ان منتشر شد . این بازی ها همگی ساخته شده توسط کمپانی Atari بودند . در همین دوران بود که ساخت کنسول های خانگی مورد توجه بسیاری از کمپانی ها قرار گرفت و درامد زایی از فروش ان زیر ذره بین رفت .
یونس استادسرایی مشهور به میرزا کوچک جنگلی (۱۲۵۷ - ۱۱ آذر ۱۳۰۰ هجری خورشیدی) مبارز انقلاب مشروطه و رهبر جنبش جنگل که در اعتراض به نقض تمامیت ارضی و استقلال ایران از سوی بیگانگان بعد از مشروطه، قیام کرد.
زندگی نامه[ویرایش]
میرزا کوچک | |
---|---|
![]() میرزا کوچک جنگلی |
|
زادروز | ۱۲۵۷ محله رشت |
درگذشت | ۱۱ آذر ۱۳۰۰ ارتفاعات تالش-خلخال |
آرامگاه | سلیمان دارابرشت |
محل زندگی | رشت |
ملیت | ایرانی |
نامهای دیگر | یونس استادسرائی |
سالهای فعالیت | ۱۳۰۰-۱۲۷۷ |
نقشهای برجسته | از رجال مشروطه خواه شمال و رهبرجنبش جنگل |
سبک | مبارز |
لقب | میرزا کوچک خان - سردار جنگل - کوچک خان - کوچک جنگلی |
دوره | اواخر قاجاریه و پهلوی اول |
والدین | میرزا بزرگ |
امضا | ![]() |
یونس معروف به میرزا کوچک فرزند میرزا بزرگ در سال ۱۲۵۷ ه. ش. در محله قدیمی رشت در خانوادهای متوسط چشم به جهان گشود. وی سنین آغاز عمر را در واقع در صالح آباد شهر رشت و مدرسه جامع به آموختن صرف و نحو و تحصیلات دینی گذرانید. پس از آن به قزوین رفته و در مدرسهٔ صالحیه تحصیل دروس حوزوی را ادامه داد و چندی هم در تهران به همین منظور اقامت گزید. پایه آموزش حوزوی، میتوانست وی را در سلک یک روحانی تربیت کند، امّا حوادث و انقلابات کشور مسیر افکارش را تغییر داد و او را به راهی دیگر کشاند. میرزا کوچک خان دارای دو خواهر به نامهای کربلایی خانم و سارا خانم و دو برادر به نامهای میرزا محمدعلی خان و میرزا رحیم خان بود، که هر دو بعد از میرزا وفات یافتند. بنا به گفته اطرافیان، او مردی قوی بنیه، زاغ چشم و دارای سیمایی متبسم بود واز نظر اجتماعی مردی با ادب، فروتن، خوش برخورد، مومن به اصول اخلاقی، صریح اللهجه، طرفدار عدل و آزادی و حامی مظلومان بود. میرزا کوچک خان اهل ورزش بود و از مصرف مشروبات الکلی و دخانیات خودداری میکرد. میرزا در سنین آخر عمرش همسری برگزید.
میرزا در واقعه مشروطیت به انقلابیون جبهه شمال پیوست و در فتح قزوین شرکت داشت. روسها مدتی او را از رشت تبعید کردند. در سال ۱۲۹۳ ه. ش میرزا که تازه از تبعید آزاد شده و به رشت آمده بود به شدت تحت تاثیر ظلم و ستم نیروهای روس بر مردم گیلان قرار گرفت و تصمیم گرفت که به کمک دوستان مشروطه خواه خود دوباره دست به قیام بزند. اما اینبار علاوه بر مطالبه آرمانهای آزادی خواهانه مشروطه که آنرا بر باد رفته می دید به دنبال نجات ایران و علی الخصوص گیلان از اشغال آشکار نیروهای نظامی نیز بود. افکار میرزا توانست در دل اقشار و طبقات مختلف مردم گیلان نفوذ کند. افرادی نظیردکتر حشمت ومیرزا حسین کسمایی که از چهرههای تحصیل کرده و فرهیخته گیلان بودند، و یا و که از طبقات معمولی جامعه بودند در میان طیف طرفداران میرزا دیده میشوند. و بجز اینها میرزا توانست از حمایت چند تن از تجار و کسبه معتبر از جمله نیز برخوردار شود. تاریخ نگاران عمدتا قیام جنگل را به دو دوره مجزا تقسیم میکنند.
سفر در زمان
البته اگر از یک بعد دیگر به قضیه نگاه کنیم همه ما مسافر زمان هستیم. همین الان که شما این را میخوانید، زمان در حول و حوش و به پیش میرود و آینده به حال و حال به گذشته تبدیل میشود. نشانهاش هم رشد موجودات است. ما بزرگ میشویم و میمیریم. پس زمان در جریان است.
آلبرت اینشتین با ارائه نظریه نسبیت خاص نشان داد که این کار از نظر تئوری شدنی است. بر طبق این نظریه اگه شیئی به سرعت نور نزدیک شود گذشت زمان برایش آهسته تر صورت میگیرد. بنابراین اگر بشود با سرعت بیش از سرعت نور حرکت کرد، زمان به عقب برمیگردد. مانع اصلی این است که اگر جسمی به سرعت نور نزدیک بشود جرم نسبی ان به بینهایت میل میکند لذا نمیشود شتابی بیش از سرعت نور پیدا کرد. اما شاید یک روز این مشکل هم حل شود. بر خلاف نویسندهها و خیالپردازها که فکر میکنند سفر در زمان باید با یک ماشین انجام شود، دانشمندان بر این عقیده هستند که اینکار به کمک یک پدیده طبیعی صورت میگیرد. در این خصوص سه پدیده مد نظر است: سیاهچالههای دوار، کرم چالهها و ریسمانهای کیهانی.
سیاهچالهها: اگر ستارهای تمام سوختش را بسوزاند، دارای جرم فشرده زیادی میشود و حفرهٔ سیاه رنگی مانند قیف تشکیل میدهد که نیروی جاذبه فوق العاده زیادی دارد؛ به نحوی که حتی نور هم نمیتواند از آن فرار کند. این حفرهها بر دو نوع هستد. برخی نمیچرخند و هر جسمی که جذب آنها شود نابود میشود. اما بعضی از سیاهچالهها در حال دوران هستند. این سیاهچالهها میتوانند سکوی پرتاب به آینده یا گذشته باشند.
کرم چاله: سکوی دیگری برای گذر از زمان است و میتواند در عرض چند ساعت، ما را چندین سال نوری جابجا کند. فرض کنید دو نفر دو طرف ملافهای را گرفتهاند و میکشند. اگر یک توپ تنیس روی این ملافه بگذاریم، در سطح ملافه، انحنایی به طرف توپ ایجاد میشود. حال اگر تیلهای را روی هر کدام از گوشههای ملافه قرار دهیم، به سمت چالهای که توپ تنیس ایجاد کردهاست میغلطد. این کار، شبیه سازی سادهای از نظریهٔ اینشتین است که معتقد است اجرام آسمانی در فضا و زمان انحنا ایجاد میکنند(درست مثل همان توپ روی ملافه). حالا اگر فرض کنیم فضا به صورت یک لایه دوبعدی روی یک محور تا شده باشد و بین نیمه بالا و پایین ان خالی باشد و دو جرم هم اندازه در قسمت بالا و پایین مقابل هم قرار گیرد، آن وقت حفرهای که هر دو ایجاد میکنند میتواند به همدیگر رسیده و ایجاد یک تونل کند. مثل این که یک میانبر در زمان و مکان ایجاد شده باشد. به این تونل میگویند کرم چاله. این امید است که یک کهکشانی که ظاهراً میلیونها سال نوری دور از ماست، از راه یک همچین تونلی بیش از چند هزار کیلومتر دور از ما نباشد. در اصل میشود گفت کرم چاله تونل ارتباطی بین یک سیاهچاله و یه سفیدچالهاست و میتواند بین جهانهای موازی ارتباط برقرار کند و در نتیجه به همان ترتیب میتواند ما را در زمان جابجا کند.
ریسمانهای کیهانی: آخرین راه سفر در زمان ریسمانهای کیهانی است. طبق این نظریه یک سری رشتههایی به ضخامت یه اتم در فضا وجود دارند که کل جهان را پوشش میدهند و تحت فشار خیلی زیادی هستند. اینها هم یه نیروی جاذبه خیلی قوی دارند که هر جسمی را سرعت میدهند و چون مرزهای فضا زمان را مغشوش میکند لذا میشود از انها برای گذر از زمان استفاده کرد.
تونل زمان: واقعیت یا خیال؟ چند اشکال در مسالهٔ سفر در زمان وجود دارد. اول اینکه اصلاً نفس تئوری سفر در زمان یک پارادوکس است. پارادوکس یا محال نما یعنی چیزی که نقض کننده(نقیض) خودش در درونش است. به طور مثال، اگر شخصی در زمان به عقب برگردد و به تاریخی که هنوز بدنیا نیامدهاست برود، چطور میتواند آنجا باشد؟ یک راه حل برای این مشکل، نظریهٔ جهانهای موازی است. طبق این نظریه امکان دارد چندین جهان وجود داشته باشد که مشابه جهان ماست اما ترتیب وقایع در انها فرق میکند. پس وقتی به عقب برمیگردیم در یک جهان دیگر وجود داریم نه در جهانی که در ان هستیم. طبق این نظریه بینهایت جهان موازی وجود دارد و ما هر دستکاری که در گذشته انجام بدهیم یک جهان جدید پدید میاید.
تاریخ سـاعت آبی در ایران
کالیستنس مورخ یونانی که در لشکرکشی اسکندر مقدونی به ایران همراه او بود و رویدادهای روز و مشاهداتش را همیشه یادداشت می کرد در یادداشتی که بعدا با محاسبات تقویمی معلوم شده که متعلق به سپتامبر ۳۲۸ پیش از میلاد است نوشته است: در اینجا (ایران)، در دهکده ها که آب را برحسب نوبت به کشاورزان برای آبیاری می دهند، یک فرد از میان آنان (کشاورزان) انتخاب می شود تا بر زمان نوبت (و تقسیم زمانی سهام)نظارت داشته باشد..[۱] این فرد در کنار مجرای اصلی آب و محل انشعاب آن میان کشاورزان، بر سکویی می نشیند و ظرفی فلزی را که سوراخ بسیار ریزی در آن تعبیه شده است در ظرفی بزرگتر و پر از آب قرار می دهد که پس از پر شدن ظرف کوچک (یک بار و یا چند بار) که به آهستگی و طبق محاسبه قبلی ابعاد سوراخ آن صورت می گیرد، آب را قطع و آن را به جوی کشاورز دیگر باز می کند و این کار دائمی است و این وسیله (ساعت آبی) عدالت را برقرار کرده و از نزاع کشاورزان بر سر آب مانع می شود و .... با توجه به این گزارش کالیستنس می توان گفت که ساعت آبی قبل از دوره اسکندر مقدونی در ایران گسترده بوده و اختراع آن باید سده های قبل در ایران روی داده باشد. ساعت آبی انواعی داشته اما ساده ترین و دقیق ترین آن ساعت آبی ایرانی پنگان یافنجان بوده است که بر اساس دو ظرف و دستکم یک محاسبه گر انسانی قرار داشته است. تصویر:
ه..[۲] بر اساس بررسی های اولیه ساعتی آبی در ایران دست کم ثبت مکتوب و کاربرد ۲۴۰۰ ساله دارد.
از حدود ۴ هزار سال قبل نشانه هایی از بکارگیری ابزار برای سنجش زمان مشاهده شده است. در مصر- ایران - عراق- هند و تمدنهای قدیم ابزارهایی پیدا شده که باستان شناسان می گویند برای سنجش زمان بوده است. اما بنظر بیشتر پژوهشگران این ابزارها برای سنجش زمان نبوده بلکه بیشتر جنبه مذهبی و دینی داشته است.در گذشته بشر برای دانستن وقت و زمان، با توجه به تجربه و دانش زمانه، ابزارهائی را اختراع کرده و مورد استفاده قرار داده است، که استفاده از آفتاب و آب مهمترین آنها بوده است. ساعت با فرم نوینش (۲۴ ساعتی) از قرن پانزدهم میلادی مورد استفاده بوده و در یک قرن گذشته رواج عمومی پیدا کرده است.
- ساعت آبی ایرانی ابزاری ساده و در عین حال بسیار دقیق، کارآمد و همیشگی بوده و در زندگی کشاورزی جامعه ایران بویژه در مناطق کویری که آب مایه حیات و عنصر اصلی زندگی اجتماعی بوده ضروری و نقش کارآمدی داشته است.با مطالعه استفاده از ساعت آبی در کشورهای مختلف می توان گفت در هیچ جای جهان ساعت آبی به اندازه ایران کارآمد و تاثیر گذار و مستمر نبوده است این ساعت حتی در زمانیکه ۵۰ سال قبل ساعتهای نوین به بازار آمده بود با آنها رقابت می کرد و کشاورزان حاضر به کنار گذاشتن آن و استفاده از ساعتهای نوین نبودند.
.: Weblog Themes By Pichak :.